دکتر پدرام معینی

پزشک هومیوپاتی


مشاوره درمانی

ریشه یا بی فلسفی هومیوپاتی در درمان

پزشکی آینده
© دیوید لیتل 1999

آینده پزشکی
توسعه بیشتر سیستم های پزشکی صدها و شاید هزاران سال طول می کشد، با این حال، ساموئل هانمن به طور کلی شیوه نگرش به بیماری را متحول ساخته و داروی جدیدی را برای درمان آن تولید کرد. هزاران سال، پزشکان به توسعه درمان هایی نظیر داروهای استفراغ آور، مسهل، گوارشی، معرق، ادرارآور، مسکن، محرک، حجامت، کرم های پوست، موکسابازشن[1]، و سوزاندن رحم توجه داشتند که همگی بر پایه نظریه کنتاریاکنتاریس[2] استوار بودند. هومیوپاتی[3] جایی را در این دیدگاه های منسوخ شده داروسازی ندارد و درمان آن بر مبنای داروهای قوی غیرترکیبی است که بر اساس اصل "موارد مشابه موارد مشابه را درمان می کند[4]" انتخاب می شوند. همانطور که هانمن خود با افتخار اعلام می کند:

"هومیوپاتی یک قطره خون را هم نمی ریزد، از هیچ داروی استفراغ آور، مسهل، ملین، یا ادرارآوری استفاده نمی کند، و هیچ بیماری خارجی را با وسایل خارجی دور نمی کند. در عوض، شیوه های خاص خود برای آماده سازی داروهای غیرترکیبی ساده را ارائه می کند."
هومیوپاتی انقلابی در علم و هنر شفای طبیعی بوده و در برگیرنده بهترین رسوم شفای دنیای قدیم است که آنها را مطابق اصول هومیوپاتی به صورت ترکیب جدید بی نظیری تبدیل می کند. این ترکیب مدلی از سیستمی کامل است که به عنوان داروی آینده شناخته می شود.

در ترکیب جدیدی که هومیوپاتی ارائه می کند، می توان سیستم جامع کل نگرانه ای را یافت که با ذهن، جسم و محیط به عنوان کلی جدانشدنی برخورد می کند. ساموئل هانمن فردی معتقد به قدرت حیاتی بود که کل هستی را به صورت تأثیر متقابل پویایی از نیروهای فعال و جسم در نظر می گرفت. او تقسیم دکارتی جسم و ذهن و همینطور مفهوم جسم به عنوان ماشینی شیمیایی و مکانیکی را رد نمود. انمن چندان نسبت به تلاش های خود برای هدایت دانشمندان ماده گرا به سمت دیدگاه صحیح بشر خوش بین نبود. او در مورد افرادی که چنین دیدگاه های دوگانه ای داشتند، گفت:

"تقریباً غیرممکن بود که خود را از این نظریات ماده گرایانه خلاص کرده و طبیعت موجود زنده روحانی و جسمانی را به عنوان وجودی به شدت قوی در نظر بگیریم که احساسات و تغییرات حیاتی اصلی آن، که بیماری نامیده می شود، احتمالاً به طور عمده بر اثر تأثیرات پویا (روحانی) ایجاد می شود."
"چه چیزی قدرت پویا- اثر پویا است؟" هانمن از ما می پرسد؟ او الگوی مکانیکی نیوتن از هستی و اتم پایدار آن را با نسخه پویایی جایگزین نمود که به فیزیک امروزی بسیار نزدیک تر است. به نکات موجود در بخش کلمات قصار 11 رجوع کنید.

"زمین ما، به واسطه انرژی غیرقابل مشاهده ای ماه را به دور خود در 28 روز و چندین ساعت حمل می کند، و ماه نیز یکی در میان، در ساعات ثابت مشخص باعث مد دریاهای شمالی ما شده و دوباره به همان نسبت باعث جزر آنها می شود." آیا می توان این کار ر ابه وسیله اختراعات مکانیکی مادی انجام داد؟"
هانمن چنین اظهار می کند که کسانی که عاقل تر هستند، طبیعت این تأثیرات را "پویا و واقعی در نظر می گیرند که در برگیرنده نتایج حاصل از انرژی مطلق، خاص و ناب و عمل یک ماده بر روی ماده دیگر می باشد."

به عقیده هانمن، انرژی غیرقابل مشاهده که در سراسر هستی مشاهده می شود، نمی تواند به وسیله اتم مادی غیرقابل مشاهده ای به وجود آمده باشد. او اعتبار الگوی نیوتن را زیر سئوال می برد و نظریه ای بر مبنای نیرو و تشدید را مطرح می کند که در میدان های مغناطیسی و نیروهای گرانشی مشاهده می شود. یادآور انیشتین در قرن نوزدهم!

پزشکی امروز
پزشکی مدرن تماس با ریشه های خود، یعنی آموزه های بقراط، را از دست داده است. دلیلش این است که پزشکان امروزی همه چیزهای مربوط به مفهوم طبیعت، نیروی درمان طبیعی و منظومه سبب شناسی را فراموش کرده اند. آنان نظریه بقراطی منظومه و ارتباط متقابل فرایندهای فیزیولوژیکی و روانشناسی را نیز نادیده گرفته اند. اکنون، نظریه تجزیه گرای آسیب شناسی سلولی و مفهوم علیت خاص بر پزشکی سنتی اشراف یافته است. اگر چه زمان تغییر کرده است و پزشکی سنتی موجب پیشرفت های چشمگیری در جراحی و درمان اورژانسی شده است، بیشتر نظریات و شیوه های آن هنوز هم بر مبنای همان اصول استوار است که در زمان هانمن مورد استفاده بودند. جدایی مجموعه ذهن- جسم که توسط دکارت و پیروانش مطرح شد، هنوز هم بر رویکرد بیشتر پزشکان اشراف دارد. این مسئله باعث شده است تا بیشتر پزشکان امروزی جنبه های عاطفی بیماران خود را نادیده گرفته یا آنان را بنا به عادت به وسیله داروهای خنثی کننده درمان کنند.

این نظریه که بر طبق آن جسم ماشینی متشکل از چندین قسمت است، و نه دیدگاه سرشت به عنوان یک کل، منجر به تخصص در هر سیستم مجزا شده است. بیمار امروزی ممکن است هر بار چندینرا متخصص را ببیند تا بهترین عقیده را در مورد هر کدام از بیماری های مجزای موجود در بدنش بشنود. به منظور تشخیص و حمایت قانونی، پزشکان دستور انجام مجموعه ای از آزمایش ها را در مورد هر بیمار می دهند تا تشخیص دهند چه قسمتی دچار بیماری و آسیب شده است. در صورتی که هیچ نوع آسیب شناسی یافت نشود، به بیمار برچسب افسردگی زده و بنا به عادت داروهایی نظیر ضدافسردگی یا مسکن برای او تجویز می کنند. در عین حال، هیچ کس برای پرسش درباره چگونگی احساس بیمار به عنوان یک کل و آن چه در زندگیش روی می دهد، به خودش زحمت نمی دهد. تأثیر ضدانسانی که این رویکرد در بیمار به دنبال دارد، تنها با واقعیت ناامیدکننده هزینه های فزاینده خدمات پزشکی متناسب است.

اگر به خدمات پزشکی مدرن نگاهی بیندازیم، درمی یابیم که دسته بندی دیواسکوریدی[5] بیماری ها به موارد مجزا و رابطه آنها با استفاده از داروهای مخدر، مسکن، ادرارآور، خلت آور، محرک، تقویت کننده و غیره، هنوز هم اساس داروهای مدرن را تشکیل می دهد. در عین حال، نظریه گالن[6] در مورد کنتراریاکنتراریس کارنتور[7]، یعنی متقابل متقابل را درمان می کند، هنوز هم فلسفه عمده ای است که به عنوان سرمشق درمان، توسعه و تحقیق سنتی عمل می کند. برای مثال، اگر "گرفتگی" روی داده باشد، پزشک باید داروی "ضد انقباض و تشنج" تجویز نماید؛ اگر بیمار دچار "تب" باشد، پزشک باید از آنتی بیوتیک استفاده کند؛ در هنگام "ناآرامی" نیز متخصص داروی "مسکن" تجویز می کند. اغلب، چند مورد از این عاملان فعال ممکن است به طور هم زمان برای مقابله با هر کدام از عوارض بیمار مبتلا مورد استفاده قرار گیرند.


آدرس مطب :
تلفن : -

نظرات کاربران درباره این مطلب :

مهناز محمودی [ 1393-03-31 ]
با سلام. وقتی دکنر هانمن نظریه اش را مطرح کرد علم در مقابلش ایستاد و بعدها وقتی علم به آن رسید تقدیرش کردند. دکتر هانمن از طریق شعور سلولی درمان میکرد. او جلوتر از درک زمانش الهاماتی را گرفت و درست هم بود. ولی علم ایست ندارد. در حال حاضر شخصی در زندان اوین زندانیست که نظریه ای را بنام « فرادرمانی و سایمنتولوژی » ارایه کرده. نظریه ایشان از شعور سلولی فراتر رفته و کل نگر است. درین نظریه سلول ٬ میتواند با شعور بالادست حاکم بر جهان هستی ارتباط برقرار کند و اصلاح شود. در واقع درینجا توان انسانی و تکنیک لازم نیست بلکه اتصال با کل که بدون هیچ ابزار زمینی انجام میشود باعث میشود شعر سلول بیمار مانند کل خود که شعور سالم دارد تغییر هویت دهد. شعورحاکم بر جهان هستی همه جا جاری و ساریست . انسان روزی بصورت فراگیر از آن استفاده خواهد کرد. ولی ای کاش زودتر قبل از اینکه شرمنده بنیانگذارش شود متوجه شده. موفق و موید باشید

برای متن پیام فقط از حروف فارسی استفاده کنید .
این فرم صرفا جهت دریافت نظرات ، پیشنهادات و انتقادات کاربران در مورد مطلب فوق میباشد .
به سوالات پزشکی در این بخش پاسخ داده نمیشود .
از ارسال پیام های تبلیغاتی در این بخش خودداری نمایید .
حداکثر طول مجاز برای متن پیام 500 کاراکتر است .
نام و فامیل :
تلفن :
ایمیل :
متن پیـام :
بیوگرافیمطالب و مقالاتصفحه اصلیسوالات پزشکیپیامهای کاربرانسایتهای دیگر